close
متخصص ارتودنسی
شعری زیبا در وصف افزر از علی معصومی
تاريخ انتشار: 20 / 08 / 1394 - زمان : 13:21

بخش افزر، دشت زرخیزِ خداست / زادگاه مردمانی یکدل و اهل صفاست

از جنوب همسایه با خنج و شمالش شهر قیر/ یک طرف کارزین و دیگر سو به هنگام است گیر...(بیشتر...)

 

افزر

بخش افزر، دشت زرخیزِ خداست / زادگاه مردمانی یکدل و اهل صفاست

از جنوب همسایه با خنج و شمالش شهر قیر/ یک طرف کارزین و دیگر سو به هنگام است گیر

قدمت اش بسیار و تاریخ اش کهن باشد بسی/ ذکر خیر کهترانش بوده در هر مجلسی

اهل فضل و اهل دانش، ساکنان افزرند/ هر کجا باشد صفایی، نام افزر می برند

گر گرفتاری سفر کن سوی افزر جان من/ راز حل مشکلت اینجاست، شو مهمان من

شاه مومن، شازده ابراهیم یا شیخ مَهدِ پیر/ پیرنو یا پیر نه تن، دامن ایشان بگیر

کرده سی و سه شهید این خاک تقدیم وطن/ لاله های سرخ گلگون در دل دشت و دمن

کامت ار تلخ است، از خرمای افزر نوش کن/ غصه یادت می رود یکبارگی از بیخ و بن

از صفای باغ لیموها دلت وا می شود/ پیش چشمت صد گل زیبا شکوفا می شود

هر طرف باشد کُناری و کِنارش سایه ای/ هم میان دشت هم با کوهها همسایه ای

دشت گندمزارها چشمت نوازش می کند/ افزر است است اینجا دلت با غصه سازش می کند

 

مُشتی از آب سرافزر بر سرورویت بزن/ گر که میخواهی بشویی این غبار از روی تن

تا جلا گیرد دلت یک سر بیا شهر مرند/ با جوانانش سخن گوی و دل سیری بخند

مردم مهمان نواز باغنو با رویِ باز/ می شوی شرمنده احسان شان وقت نیاز

دارد اینجا چشمه های معدنی "آبگرم"/ رنج بیماری بشوی از تن در این آب ولرم

آبشار باصفای روستای کوچکم هفت آسیاب/ چون ببینی یادت افتد رونق عهد شباب

سد شاباد است و تیهو، دشت شور و اُطرویه/ دُمبل وحشی فراوان،بعد باران مینگنویه

هوش و استعداد وافر،روستای طیبی/ چون مظفری رسیدی می روی قلعه ی گِلی

از سمنگلویه چه گویم، مردمانش ساده دل/ در کرکویه نبینی جز صفای اهل دل

اهل کردیل و کماسیج همجوار نه تن اند/ در حقیقت کل افزر جیره خوار نه تن اند

دشت لار و پرسیماب بازوان افزرند/ اهل نیمده با عروسک جسم و جان افزرند

تَنکله با تل ناصرخانی اش تاریخ ماست/ سینه ی خاموش ما آرامگاه رازهاست

زاخرویه معدن آویشن است دمنوش کن/ تا شوی سالم بیا و پند من را گوش کن

روستاهایش فراوان، مردمانش اهل ایمان/ زاخرو بالا و شارده، تا جگردان و قلمدان

از دیمه ی سرخ و پیرغیب،تنگ علیا تنگ سفلی/مزرعه ی پهن و چمکور،پیش زین آباد و سرچاه

پیچ در پیچ جلالی در میان کوهسار/ چای تازه، قند پهلو، ارتفاع کوه لار

 

از عشایر نام افزر تا ابد شد ماندگار/ غیرت ترکان قشقایی برایش اعتبار

کشک ترکی و کره همراه آغوز و عسل/ نوبهاران باشد و دیوان مآذون و غزل

بر گلیم و گبه اش بنشین و اعجاز هنر/ با خودت سوغاتی قشقایی از افزر ببر

عید باشد،چادر ترکی قطار و رقص پرشور هِلِی/ نازنینت در میان و تو نگاهت پیش وِی

 

خشکسالی چندسالی هست اینجا آمده/ تا ابد سبز است افزر، در دلت بد راه مده

از قره آقاج گرچه، بستری خشکیده مانده/ می شود جاری دوباره بر لبانش شعر خنده

مشکل ما آب باران و قنات و چشمه نیست/ بیش از این ها بخش ما محتاج صبر و همدلی ست

با تلاش و کار و کوشش در پناه همدلی/ دست در دستان هم حل می شود هر مشکلی

برکه ها هرچند خشکید حکمت کار خداست/ خاک اجدادی کنون چشمش به دستان شماست

افزرم نامت بلند و دست هایت پرامید / در پناه مردمانت، بخت و اقبالت سپید

 

شاعر : علی معصومی مسئول نمایندگی بخش افزر

مطالب مرتبط
دیدگاه خود را در باره ی این خبر بنویسید.

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی


<\/h1>